درسته! خبر موثقه! آزاد شدن، تموم شد! حداقل تو زندون بزرگتر پیش ما هستن! نه الان وقت فلسفه بافی نیست! وقت شادیه :))))) الان زیر همین آسمون هستن:)
بدون شک این شادترین پستم هست و خواهد بود، چه کنم که در ابراز شادمانی استعدادی ندارم، به جاش اینجا رو خالی میذارم
هوراااااه
تکنولوژی مرز شکنی میکنه، آدمهای right در جاهای wrong رو پیدا میکنه، به کنار اومدن با جبر جغرافیا کمک میکنه، زندگی رو دوست داشتنی میکنه، و یک شصت به تمام دیکتاتورها نشون میده.
من هم ازت متشکرم، خانم/آقای تکنولوژی:)
حیف مثل همه پررو می شه اگر یکوخت حس کنه نیاز داری بهش...
امروز وقتی داشتم به خاطر بی موضوع بودن در پروژهی اقتصاد مهندسی پیشرفته غر میزدم، دوستِ غر شنوی من خاطرهی چیزی حدود 5 سال پیش رو به یادم آورد که در ترم اول دانشگاه، به عنوان موضوع پروژهی استاتیک، با همفکری همین دوست، طراحی آبشخور حیوانات رو انتخاب کردم! انقدر با به یاد آوردن اون خاطره خندیدم که حیفم اومد این شادی رو با دوستان تقسیم نکنم. هنوز در عجبم که با چه اعتماد به نفسی، در حالی که هنوز دو ماه از دانشگاه رفتنم نگذشته بود، و ابروهایی به پهنای ابروی خود رهبر فقید انقلاب داشتم، در مقابل 60 جفت چشم در مورد آبشخور حیوانات صحبت کردم و عکشو روی تخته کشیدم، و عجیب تر اینکه چرا همه با جدیت تمام به خزئبلات من گوش دادند.
همینجا از تمام دوستانی که در اون جلسه حضور داشتن و نه اون روز و نه هیچ وقت ضایع بودن من رو به روی من نیاوردن سپاسگزاری میکنم.